از همتون ممنونم که همراهم بودین و به جبران این همه لطف از خدا می خوام دلتون همیشه شاد و لبتون خندون باشه.
این شعر رو به همه ی اونایی تقدیم می کنم که احساس مادرانه تو وجودشون لبریزه
می خواست تا در خیالش بال کبوتر بسازد
مثل هوا تازه باشد او را معطر بسازد
پروانه ها را خبر کرد دور و بر او بچرخند
وقتش رسیده که چیزی از عشق بهتر بسازد
برداشت تکه گلی را باران گرفت و به خود گفت
حالا چه بهتر که او را با دیده ی تر بسازد
با خود تصور نمی کرد خشت و گل نرم او را
فرصت نشد تا برایش یک قلب دیگر بسازد
دریا که نه !آسمان نه!یک کوه آتشفشان شد
تا شعله ی زندگی را در او مکرر بسازد
آرام آرام دنیا چرخید و هستی ورق خورد
تا اینکه او یک فرشته با نام مادر بسازد
روز مادر مبارککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک